شازده احتجاب روایت خفیفه نویسی از قاجاریان مغلوب

نقد و بررسی کتاب شازده احتجاب | هوشنگ گلشیری

«شاید به همین دلیل بوده که اجداد والاتبار محکوم را اول می‌انداختند توی سیاهچال. و شاید چون نمی‌توانستند از روزن و یا حتی از درز نگاه کنند خفیفه نویسی بر محکوم می‌گماشتند تا تمام حرکات و حرف‌های او را بنویسد و شب به شب به عرض برساند. فراش‌ها در را باز می‌کردند، صندلی یا تخته پوستی می‌آوردند. خفیفه نویس نگاه می‌کرده و می‌نوشته. اما اگر آن ملعون خبیث حتی ناله نمی‌کرد و یا خوابش می‌برد، هان؟ با لگد بیدارش می‌کردند. یک کاسه آب پهلویش بوده و یک تکه نان.» - شازده احتجاب | هوشنگ گلشیری

هوشنگ گلشیری
هوشنگ گلشیری

معرفی کتاب شازده احتجاب را با این بخش از کتاب شروع می‌کنم. بخشی که به ناگهان در اواخر داستان یعنی صفحه ۱۰۲ کتاب ظاهر می‌شود. گلشیری در این بخش به عمد به حضور راوی در قالب خفیفه نویسی که داستان مغلوبی دربند را مکتوب می‌کند، اشاره می‌کند.

خفیفه نویسی که به نظر فرم کلی داستان را نشان می‌دهد. انگار نویسنده هم که سرگذشت شازده بازمانده بی‌نوای شاهزادگان قاجار را می‌نویسد همین خفیفه نویسی است که در سیاهچال کنار قاجاری می‌نشیند و لابه‌های او را می‌نگارد. گلشیری در شازده احتجاب در حدود ۱۱۸ صفحه سراغ مغلوب شدگان عصری می‌رود که بازماندگان آن همچون مغلوبان اواخر عمر خود را در بیماری و خاطره بازی با دوران شکوه خود می‌گذرانند. 

نکته مهم در شازده احتجاب در قالب تصاویر و تابلوهایی نمایش داده می‌شود که نماینده گذشته و عصری از دست رفته است. شاهزادگان قاجار معروف بودند به بیماری و اختگی و این نکته در شازده احتجاب هم مشهود است. نقدی که به این اثر گلشیری می‌شود این است که گلشیری هم قاجار را مثل تاریخ مکتوب نشان می‌دهد و چیز تازه‌ای برای نشان دادن ندارد. 

رمان جنبه‌های مختلفی دارد و نمی‌توان با بی رحمی آن را فقط رمانی تاریخی نامید. شخصیت پردازی و روایت در شازده احتجاب به گونه‌ای پیش می‌رود که علاوه بر اثری تاریخی می‌توان لایه‌ای از اثری روانشناختی درباره آدمی، قدرت، زمان و جامعه را هم در این اثر به وضوح مشاهده کرد.

شازده احتجاب اثر کوتاهی است اما باید آن را رمان نامید. در این اثر شخصیت‌ها در سیری دچار تغییر و تحول می‌شوند و این موضوع یکی از ویژگی‌های مهم رمان است که در این اثر هم دیده می‌شود.

گلشیری در فضاسازی این اثر به گونه‌ای عمل کرده است که از همان ابتدا زوال که تم اصلی داستان است در سراسر آن دیده می‌شود. زوال در اشیا که اثاثیه خانه شازده را شامل می‌شود و زوال خود شازده که رو به موت است و از بیماری سل رنج می‌برد و زوال سلسله‌ای رو به افول همه در کنار هم تم این زوال و از هم پاشیدگی را به زیبایی نمایش می‌دهد.

قسمتی از کتاب: ششلول پدربزرگ بود، سنگین و سرد. تیک و تاک بی انتها و مداوم ساعت ها تمام اتاق را پر می کرد و بوی نا و بوی شمع های نیم سوخته و بوی فخرالنساء که آن طرف، توی تاریکی، ایستاده بود. شازده بلند گفت:

کاش پنجره را باز کرده بودم تا اقلا این بوی نا…

و سرفه کرد. اما می‌دانست که هر چقدر هم بلند سرفه کند نمی‌تواند آن شیشه‌های بزرگ یکدست درها و پنجره‌ها را بلرزاند. و باز سرفه کرد.

شازده احتجاب می‌دانست که فایده‌ای ندارد، که نمی‌تواند، که پدربزرگ، همیشه، مثل همان عکس سیاه و سفیدش خواهد ماند: مثل پوستی که توی آن کاه کرده باشند؛ سطحی که دور از او و در آن همه کتاب و عکس و روایت‌های متناقض به زندگی اش ادامه خواهد داد. اما می‌خواست بفهمد که پشت آن پوست، پشت آن سایه روشن عکس و یا لابلای سطور آن همه کتاب… و بلند گفت: باید کاری بکنم.

برگردیم به خفیفه نویس که به گونه‌ای نویسنده ضمنی این داستان به حساب می‌آید. در خصوص نویسنده ضمنی در مطلب معرفی کتاب سرخ سفید تا حدودی توضیح داده‌ایم و در اینجا بحث را بازتر می‌کنیم.

هر نوشته‌ای بهرحال نویسنده‌ای دارد و در آثار مدرن‌تر نویسنده ابایی از اعلام حضور خود ندارد. در این بین نویسنده‌هایی مثل اورحان پاموک و کالوینو به طور مستقیم به این حضور اعتراف می‌کنند. 

گلشیری هم در این اثر به شکل پیچیده‌تری به نظر می‌آید در اواخر کتاب به حضور خود در قالب نویسنده درون متن اشاره دارد و از حضور نویسنده ضمنی که نویسنده داخل متن هم نامیده می‌شود، خبر می‌دهد.

نویسنده ضمنی، نویسنده‌ای است که درون متن ظاهر می‌شود و اشاره می‌کند که من نویسنده این متن هستم. خفیفه نویس گلشیری هم به همین صورت در متن شازده احتجاب ظاهر می‌شود و گلشیری با این ترفند نشان می‌دهد که تاریخ مغلوبان را که می‌نویسد. البته این نویسنده ضمنی به نوعی تهدیدی هم برای سایر قدرتمندان نشسته بر مسند به حساب می‌آید. 

هوشنگ گلشیری
هوشنگ گلشیری

خفیفه نویس همواره آماده است تا لابه های پنهان هر دیکتاتوری و سلطنت را در تاریکی و خلوت آن شخص قدرتمند بنویسد. به نوعی می‌توان گفت گلشیری در اینجا به نقش نویسنده و قدرت او در مقابله با قدرت اشاره کرده است.

شازده احتجاب به انگلیسی هم ترجمه شده است و بهمن فرمان آرا از روی آن فیلمی به همین نام اقتباس کرده است. جالب است گلشیری پس از اینکه فرمان آرا به او می‌گوید کتابت چقدر شبیه فیلم است، در جواب او می‌گوید پس حتما کتاب بدی است. بهرحال این فیلم ساخته می‌شود.

شازده احتجاب را نشر نیلوفر منتشر کرده‌ است و آخرین چاپ آن به قیمت ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان در بازار کتاب و همچنین فروشگاه‌های اینترنتی موجود است.


  • عنوان کتاب : شازده احتجاب
  • نویسنده : هوشنگ گلشیری
  • سال انتشار : 1348
  • انتشارات : نیلوفر
  • قیمت آخرین چاپ : 12.500 تومان

محسن خسروجردی | مجله اینترنتی فوژان

محسن خسروجردی

محسن خسروجردی هستم. دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی و در زمینه روزنامه نگاری، پژوهش در رسانه‌ها، ویراستاری، ترجمه و داستان نویسی فعالیت می‌کنم. تقریبا از ده سال پیش به عنوان خبرنگار در مجلات و روزنامه‌های مختلف همانند هفته نامه یکشنبه، دو هفته نامه دانستنی‌های همشهری، روزنامه همشهری، روزنامه شهروند و روابط عمومی جمعیت هلال احمر فعالیت داشته‌ام. در دوران کاری‌ام در مطبوعات کشور بیشتر در حوزه‌های روزنامه نگاری علم، پژوهش در رسانه‌ها، اجتماعی و فرهنگی و هنری به عنوان خبرنگار، پژوهشگر و مترجم فعالیت داشته‌ام. همچنین اکنون در زمینه داستان نویسی، ترجمه و ویراستاری فعالیت می‌کنم. نوشتن درباره کتاب و معرفی کتاب‌هایی که ارزش خواندن دارند یکی از علایق بنده در حوزه روزنامه نگاری فرهنگ و هنر است. در طول سال‌هایی که در این زمینه فعالیت داشته‌ام نکته‌ای که بیش از هر چیز ناامید کننده به نظر می‌رسید فقدان پایگاه‌های اطلاع رسانی پاکدست و با کیفیت در ایران بود. فعالیت من در سایت فوژان با همین هدف آغاز شد که بستری فراهم شود برای ایجاد پایگاهی به روز و با کیفیت که در آن بتوان آثار خوب داخلی و خارجی را تبلیغ کرد. و در این وانفسای وضعیت نشر کتاب در کشور فضایی باشد برای ارائه مطالب با کیفیت در حوزه ادبیات و فرهنگ برای مخاطبانی که دغدغه خواندن و دانستن دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.