تنگه ابوقریب ؛ تجربه ناکام اوج در جذب حداکثری و دفع حداقلی

نقد و بررسی فیلم تنگه ابوقریب | مازیار وکیلی

نقد و بررسی فیلم تنگه ابوقریب | سازمان سینمایی اوج مدتی است که جدی‌تر از گذشته وارد تولید فیلم سینمایی شده است. فیلم‌هایی تولید می‌کند عظیم، پُرخرج و صد البته منطبق با ایدئولوژی‌های این سازمان فرهنگی و هنری. تولیدات این سازمان سینمایی در جشنواره سال گذشته نمود بیشتری داشت. چندین فیلم با لوگوی این سازمان در جشنواره شرکت کردند و توانستند به واسطه حمایت تبلیغاتی این سازمان اکران مناسبی هم داشته باشند. اوج و مسئولان آن، برای این‌که متهم به نگاه سیاسی و حمایت از یک گروه یا جریان سیاسی خاص نشوند تلاش کردند برای کارگردانی تولیدات خود سراغ کارگردانانی که هیچ قرابت و نزدیکی با مختصات این سازمان هم ندارند بروند و سعی کنند از همه طیف‌های فعال درون سینمای ایران برای همکاری دعوت کنند. به همین خاطر است که در فیلم‌های اوج هم نام ابراهیم حاتمی‌کیا اصول‌گرا و خودی(به زعم علاقه‌مندان و هم‌طیفی‌های حاتمی‌کیا) دیده می‌شود و هم نام کارگردان فلسفه‌خوانده‌ای مثل احمدرضا معتمدی که بی‌ربط‌ترین پروژه ممکن(به لحاظ ربط ایدئولوژیک و تبلیغی) را برای اوج ساخته است.


تنگه ابوقریب
تنگه ابوقریب  


نگاه غیرایدئولوژیک کارگردان تنگه ابوقریب

با چنین دیدگاه و خط مشی که اوج پیش گرفته همکاری بهرام توکلی با این سازمان برای کارگردانی یک فیلم جنگی اصلاً چیز عجیبی نیست. اتفاقی که اُفتاده است و سازمان اوج کارگردانی یکی از مهم‌ترین و عظیم‌ترین پروژه‌هایش را به کارگردانی سپرده که نه سابقه‌ای در سینمای جنگ دارد و نه به لحاظ فکری ربطی به سازمان اوج پیدا می‌کند. نتیجه این همکاری فیلمی است بنام تنگه ابوقریب که فیلمی متوسط و تجربه‌ای ناکام برای کارگردان آن است. بر خلاف به وقت شام ابراهیم حاتمی‌کیا که کاملاً بر پایه اعتقاد کارگردان و ایدئولوژی سازمان اوج ساخته شده بود در تنگه ابوقریب تلاش زیادی صورت گرفته تا ردپای ایدئولوژیک سازمان سرمایه‌گذار به طور کامل از فیلم پاک شود و فیلم اصلاً ایدئولوژیک به نظر نرسد. این مسئله در کنار بی‌تجربه‌گی بهرام توکلی فیلم را بدل به هیولایی کرده با تنه‌ای بزرگ و سر کوچک.


تنگه ابوقریب
تنگه ابوقریب


تنگه ابوقریب ؛ خوش فرم و خالی از محتوا

فیلم پر است از لحظه‌های مرعوب‌کننده جنگی. انفجارهای پُرزحمت، کارگردانی فنی حساب شده و تصاویر دلخراش و دهشتناک از جنگ تمام تلاش توکلی است برای ساخت فیلم جنگی. این تلاش‌ها فیلم را دارای تنه فربه‌ای کرده است که باعث شده آن سر کوچک بالای تنه بدجور توی ذوق بزند. تنگه ابوقریب اصلاً فیلم عمیقی نیست. اگر کپشن ابتدای فیلم نباشد تماشاگر هیچ‌گاه متوجه نمی‌شود آن تنگه چرا مهم است و چرا کاری که رزمندگان کرده‌اند یک حماسه است. کل کنش انسانی شخصیت‌های فیلم که قرار است آن‌ها را پیش چشم تماشاگر عزیز کند و تماشاگر احساس کند به آن‌ها نزدیک است خوردن آب هویج بستنی و صحبت از شوخی فیزیکی است.


تنگه ابوقریب
تنگه ابوقریب


توکلی که اُستاد شخصیت‌پردازی نامتعارف است در تنگه ابوقریب به همین حداقل اکتفا کرده و از آن فراتر نرفته تا تماشاگر در لحظه‌هایی که شخصیت‌های اصلی فیلم تیر می‌خورند کوچک‌ترین ناراحتی نداشته باشد و حالش دگرگون نشود و با همان احساسی که وارد سینما شده از آن خارج شود. این همان سرکوچکی است که به تنه فربه فیلم نمی‌آید و فیلم را بسیار ناموزون کرده است. اگر توکلی وقتی را که برای کارگردانی صحنه‌های اکشن و دکوپاژهای پیچیده گذاشته بود صرف شخصیت‌پردازی آدم‌هایش می‌کرد نتیجه کار قطعاً بهتر از این می‌شد. به خاطر همین شخصیت‌پردازی ناقص است که آن پسرک نوجوان گروه (که داستان از زاویه دید او روایت می‌شود) انقدر بی‌هویت است. در شکل فعلی پیش روی داستان از منظر یک نوجوان امتیازی برای فیلم به حساب نمی‌آید و فیلم می‌توانست به اشکال مختلف روایت شود و هیچ تغییری هم در اصل ماجرا ایجاد نشود. به همین خاطر است که تنگه ابوقریب بیشتر از این‌که ادامه پیدا کند کش می‌آید و بدون برانگیختن حس خاصی(که از اهداف اصلی فیلم بوده) تمام می‌شود.


تنگه ابوقریب ؛ تجربه ناکام اوج در جذب حداکثری و دفع حداقلی

اوج در تمام این سال‌ها سعی کرده سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی را پیش بگیرد. با همه طیف‌های درون سینمای ایران کار کند و اجازه ندهد انگ ایدئولوژیک بودن کیفیت احتمالی فیلم را زیر سوال ببرد. این تلاش‌ها گاهی جواب می‌دهد (مثل ایستاده در غبار) و گاهی مثل تنگه ابوقریب بدل به تجربه‌ای ناکام می‌شود. تجربه‌ای که خودش را به چند صحنه عظیم جنگی محدود کرده و از شخصیت‌پردازی و رشد و گسترش منطقی و اصولی داستان غافل شده تا نتیجه نهایی فیلمی باشد ناکام هم برای سازمان اوج و هم برای کارگردانی که با چنین فضایی بیگانه است. ساخت فیلم جنگی فقط توجه به اکشن نیست. فیلم جنگی فیلم‌نامه خوب می‌خواهد. داستان جذاب و شخصیت‌های جاندار می‌خواهد که در تنگه ابوقریب به کل غایب هستند. بهرام توکلی هنگام تماشای نجات سرباز رایان به همه ابعاد فیلم نگاه می‌کرد و نه فقط به صحنه‌های اکشن آن. در این صورت می‌توانست فیلمی بسازد که انقدر متوسط نباشد و تا این اندازه پوچ و بی‌هویت و پادرهوا به نظر نرسد. تنگه ابوقریب فیلم بدی نیست ولی تجربه‌ای ناکام چرا. فیلم آن چیزی نبوده که از آن توقع می‌رفته است. به همین خاطر تنگه ابوقریب را می‌توان تجربه ناکام در جذب حداکثری و دفع حداقلی نامید.


تنگه ابوقریب
بهرام توکلی


مازیار وکیلی | فوژان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.