مغزهای کوچک زنگ زده ؛ پیشنهادی تازه برای سینمای ایران

مغزهای کوچک زنگ زده فیلمی اجتماعی نیست. فیلمی است فراتر از رئالیسم فرموله شده سینمای ایران. بیشتر از آن‌که بخواهد واقعیت را تصویر کند به دنبال این است که بداند ریشه این هرج و مرج جهان واقعی در کجا قرار دارد. به خاطر همین زیاد در قید و بند این موضوع نیست که دنیایی که می‌سازد واقعی باشد. اصلاً این دنیا را می‌سازد که جواب سوال اصلی را بدهد: چه فرآیندی طی می‌شود تا مردم به دو بخش گوسفند و چوپان تقسیم شوند؟ به همین خاطر این‌که فیلم سیدی یادآور بعضی از نمونه‌های خارجی باشد، نه یک عیب که حسن مغزهای کوچک زنگ زده است. پشت تصاویر فیلم فکر خوابیده و حوصله فراوان. پشت این تصاویر کارگردانی را می‌بینیم که از فیلم‌های متعددی که دیده چیزهایی را که به درد مضمون درخشانش می‌خورده اقتباس (نه تقلید) کرده و در فیلمش قرار داده است. جغرافیای اُرژینالی و منحصر به فردی ساخته که شاید بیننده را در برخورد اول پس بزند. اما اگر آن بیننده بیشتر حوصله کند و با داستان روان و روایت گرم فیلم همراه شود در پایان چیزی گیرش می‌آید شبیه یک طعم متفاوت.

بیشتر بخوانید